Arash Ashoorinia's Photography

December 27, 2005

Abbas Amirentezam - عباس امیرانتظام Abbas Amirentezam - عباس امیرانتظام
Abbas Amirentezam


Category Archive

نام: عباس، نام خانوادگی: امیرانتظام، نام پدر: یعقوب، شماره شناسنامه: 494 صادره از تهران، متولد 1311 در تهران، متاهل، دارای سه فرزند.
تحصیلات: فوق لیسانس مهندسی برق و ماشین از دانشکده فنی دانشگاه تهران، سال 1334
اخذ گواهی بتون از پاریس در سال 1342
MS در سازه ساختمان از دانشگاه برکلی آمریکا در سال 1343-1345

مسئولیتهای سیاسی: معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت مهندس مهدی بازرگان
-نماینده ویژه رئیس دولت موقت در مذاکرات با ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی
-سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی

بازداشت در تاریخ 28 آذرماه 1358
اتهام: توطئه برای انحلال مجلس خبرگان، مخالفت با نظام ولایت فقیه، تلاش برای ایجاد اختلاف بین فلسطینیان و لیبیایی ها با ایران، فراری دادن سران رژیم سابق و ارائه اطلاعات سری به دولت آمریکا
پس از 555 روز بازداشت در سلول انفرادی، در دادگاه انقلاب بدون حضور وکیل و هیات منصفه محاکمه و به حبس ابد محکوم شد.

عباس امیرانتظام پس از 26 سال قدیمی ترین زندانی سیاسی در ایران است و در سال 1375(1997) موفق به دریافت جایزه بین المللی حقوق بشر برونکرایسکی و در سال 1383(2004) موفق به کسب جایزه شهامت اخلاق کرانسکی شد.

عکسها مربوط به روزهای آخر تابستان امسال است... در منزل عباس امیرانتظام، وی به علت ابتلا به بیماری های متعدد از حمله دیابت، پروستات، ناراحتی کلیه و مهره های کمر در مرخصی استعلاجی برای درمان به سر میبرد.

خاطرات و محاکمات عباس امیرانتظام در کتابی به نام "آن سوی اتهام" در دو جلد توسط نشر نی به چاپ رسیده است. کتاب اول خاطرات او از شهریور 57 تا خرداد 60 و کتاب دوم متن کامل محاکمه و دفاعیات عباس امیرانتظام در دادگاه انقلاب است(اسفند 59 تا خرداد 60).

Abbas Amir Entezam was deputy prime minister and government spokesman of Iran's provisional government after the revolution in 1979. In December 1979, he was charged with "treason" and spying for foreign governments. He was arrested afterwards and sentenced to life imprisonment in the Revolutionary Courts, without the due process of an attorney or a jury.

After twenty-six years of imprisonment, Abbas Amir Entezam is the most senior political prisoner in Iran. Due to health problems, he is now under house arrest.


نظرات
+

moghaser ma mardom biliyaghate noon be nerkhe rooz khorim ke faghat tooye hezbe bad hastim ke yek adame bigonah tamame omresho zajr bekeshe hich ki sedash dar nemiyad khak bar saremoon

نوشته شده توسط maryam در December 27, 2005 05:54 AM
+

برادر عزیز عجالتا مواظب خودت باش، این روزا هوا بس ناجوانمردانه سرد است. بد روزگاریست که باید همدیگه را توصیه به عافیت طلبی کنیم. ولی ظاهرا چاره نیست.

نوشته شده توسط مردی ... در December 27, 2005 07:36 PM
+

خب خاک بر سرمون کنن
بعد از 27 سال زندان توی کامنتهای قبلی باز دوباره یارو
میگه قبلش چیکار کرده ؟
خوب کرده اگه میخواسته رابطه ایران و فلسطین رو بهم بزنه ، [...] که داریم بعد این همه مدت تاوان پس مدیم ، بابا نمیخوایم ، اصلا من لائیکم ، نمیخوام پول من برای چنگ توی یه کشور دیگه که هیچ صنمی با من نداره خرج بشه ، بابا من اینو به کی بگم ؟
یک مشت کثافتیم که اجازه میدیم دولتی بخاطر منافع [...] از ما 30 سال حکومت کنه ، همینیم بخدا همینیم هیچ پخی نیستیم ، اون تمدن 2500 ساله هم به این نسل و نسل پدران بی همه چیزمون ربطی نداره ، این نسل یک کثافته عرب زدست ، بابا بخدا عربها شرف دارن ، ما فقط یادمون رفته که سوسمار هم میخوردیم ولی اونها نه سوسمار خوردن رو گذاشتن کنار ، لیاقت اون مغز مذهبی و خرافاتیتمون چیزی جز پهن نیست اونم پهن شتر ، یک مشت کون گوشاده حروم زاده ایم.

نوشته شده توسط سرباز در December 27, 2005 08:44 PM
+

آیا ما واقعأ کارمون به جایی رسیده که جز سرکوفت و نا امیدی کار دیگه ای ازمون برنمیاد؟
آرش عزیز ممنون از اینکه با این عکس یاداوری کردی که میون ما ایرونیای نا امید و بازنده ، هنوز هم هستن کسانی که دارن به خاطر آزادی ما به خواب فرو رفته ها عمرشونو پشت میله های زندان سپری می کنن. به نظر من این بزرگان همیشه برگ برنده در دست خواهند داشت.
ای کاش ما میتونستیم به جای این همه نا امیدی و سرکوفت به خودمون، قدر این دلاوران را بدونیمو با اتحاد و همبستگی خواستار آزادی آنها باشیم.
نا امیدی و بی تفاوتی ما به وضع اسفبار مون چیزی نیست جز نشان پیروزی ظالمان....

نوشته شده توسط سالار در December 28, 2005 05:08 AM
+

ارش غمگين شدم..خيلي.

نوشته شده توسط ليلي در December 28, 2005 11:59 AM
+

سلام جناب عاشوري نيا. ممنونم از راهنمايي تون.

نوشته شده توسط ني آوا در December 28, 2005 02:27 PM
+

جناب سرباز عزيز!!!!!!
برادر ارجمند!
اى اسطوره اخلاق!
دو ميليون از هموطناتون (البته اگر ایرانی!) عرب هستند. و خيلي از همينها هشت سال جلوى همزبانان عربشون جنگيدند تا الان ايراني باشد كه سرش دعوا كنيم

نوشته شده توسط poshte_sahne در December 28, 2005 09:55 PM
+

آینه کجاست...کجاست،کجاست...چند ده بار نوای آخرین تصویر رقصیده باشد در سینه ام خوب است؟اشک می فشاندم هربار.کاش به هوای عیدمان گردی بگیرید ازین زلال.هر چند که سالی نوروز،بی چلچله،بی بنفشه می آید...آری بی گاهان....

نوشته شده توسط پری ناز در December 29, 2005 12:02 AM
+

عزیز پشت صحنه ، در کدام فرهنگ لغت عرب به کسی گقته میشود که عربی حرف بزند یا دشداشه بپوشد ؟
در فرهنگ گفتمان فارسی عرب جایی نیست جز ان جا که اسلام بوجود اومد ، عرب زده هم کسی هست که سیاست و مشی زندگیش مانند همان عریهایی است که بالا تعریف کردم ، کسی که از مذهب بعنوان سلاح استفاده کند ، کسی که دین زرتشت چند صد ساله رو به دین خشونت و نقاق و دوگانگی و زن کشی ، و و و و .... بفروشد ، خواهش میکنم درباره جنگ و خوزستان برای من یکی صحبت نکن ، میگ عراقی تا حالا جلوی چشمت خونه همسایتون رو منفجر کرده ؟ میدونم اصلا نمیفهمی چی میگم چون تو هم عرب زده ای مثل پدران ما ، اگر جنگی بعد از 1360 ادامه پیدا کرد چیزی نبود جز زیاده خواهی آقایان عرب زده ، چیزی نبود جز عرب بودن و عرب فکر کردن و هیچ ربطی به ایران و ایرانی نداشت ، ایرانی هیچ وقت از کشورگشایی صحبت نمیکنه ولی عرب خواب هر شبش که تمام دنیا رو بگیره ، خیلی کار داریم ما ، اینقدرم عزیز دلم با اعتماد به نفس حرف نزن

نوشته شده توسط سرباز در December 29, 2005 07:22 PM
+

aghaye sarbaze aziz
in email shaksi man ast
0209924a@student.gla.ac.uk
man shoma ra be tahadi ya haman challange davat mikonam
albate agar mardash hast ta neshanetan bedaham yeman maste haghighat cheghadr karehash az arajife hakha zadehayi mesle shoma bishta ast
dar zeman in shomareye mibile man ast dar UK
07888841204
ya hagh

نوشته شده توسط poshte_sahne در December 30, 2005 04:25 AM
+

قدیمی ترین زندانی سیاسی ایران محمد علی عموئی است: 25 سال در زمان شاه، 12 سال در زمان جمهوری اسلامی.

نوشته شده توسط man در December 31, 2005 07:58 AM
+

ey khak bar sar e ma melat berizan. taze in saltanat talabayee mesle in Manook too NITV miad o zer mizane ke Ganji o Amir entezam o tabarzadi az rejim hastan. vaghean khak bar sar e ma melat. ke adamaye mobarezi mesl e ganji o Amir entezamo tabarzadio gozashtim, va darim be dari varihaye in TV haye kasif e irani negah mikonim. 27 sal ke sahle , 27 sale dige ham in molaha hastan.

نوشته شده توسط ladan Amiri در December 31, 2005 08:06 AM
+

من هم با عرب زدگی و هم با بی ادبی مخالفم. می گویم اگر ما عقب مانده هستیم نباید دلیلی برای اهانت به برخی باشد. ما باید یاد بگیریم که در عین مقاومت و مبارزه مودب و متین باشیم. در این دنیا هیچ چیزی بدون تلاش بدست نمی آید و مطمئنا سعادت و رفاه این مملکت نیز به تلاش همه ما در زیر سایه آزادی و دموکراسی امکان پذیر است
لذا بیایید برای رسیدن به آن به مبارزه بی ادعایی همچون این جوانمرد دست بزنیم.
موفق باشید

نوشته شده توسط Cirous در December 31, 2005 08:59 AM
+

در سیستم فرومایه سالار کنونی ایران جماعتی روستازاده به دوران رسیده بر مصدر کار ترکتازی میکنند لذا طبیعی است تا ایرانمردی فرهیخته همانند عباس امیر انتظام در بند و محبس واپسگرایی گرفتار آید.
پرسشی از شما ایراندوستان دارم : تا به کی بایست نظاره گر بود تا ایران و ایرانی تا بدین حد در رنج باشد و آیا روزی خواهد رسید تا کشور مهتران رتبه در خور خود را بازیابد.
پاسخ من این است به خواست ایزد منان و همت ایرانیان این مرز و بوم دو باره بدان رتبه در خور خواهد رسید چه نیکو باشد که آن مردمان من و تو باشیم

نوشته شده توسط حسین در December 31, 2005 09:29 PM
+

درود ... با ديدن اين عكس هاي بسيار گويا و زيبا حسابي غمگين شدم ! اميرانتظام كم كم داره به ماندلاي ايران تبديل مي شه ، واژه ي آزادي در برابر اين آدما شرمساره .

نوشته شده توسط بهرام در January 1, 2006 12:23 AM
+

درود به عباس امیر انتظام که حسرت یک آه را به دل ایادی این رژیم گذاشت و مردانه و جسور در مقابل کوهی از ناملایمات ایستاد و جنگید و هیچ دردی برایش بیشتر از بد عهدی مردمی که فراموشکارانه اغوای پیرمردی شدند که همه هستی انقلابشان را از آنها گرفت ، نبود .... اما ما چه کردیم..؟ جز دعوی های خام گونه و نزاعهای شخصی و کوبیدن یکدیگر.. شد حرف از اتحاد بزنیم؟...شد تمام اقوام و قبیله های ایران را که دل در گرو عزت ایران دارند را ایرانی اصیل بدانیم ؟ مگر همین آقای امیر انتظام در بیانیه خود همه را به صلح و آرامش و لزوم گسترش روحیه مهرو عطوفت دعوت نکرد ؟ مگر نگفت گذشته ها را فراموش کنید.. تلاش برای آینده روشن را بچسبید . ؟ و از انتقام حرفی نزنید . چه اگر این شود تا هست زندگی ما و فرزندان ما در کشتن و کشته شدن خلاصه خواهد شد ... دوستان هموطنان کمی از گذشته خویش درس بگیریم ....

نوشته شده توسط سیاوش در January 1, 2006 11:17 AM
+

ma pas az moshahedeye bazi nazarat taajob mikonam ke chera doostan nemiran motaleah bokonand Irani yani arab tork torkman ballooch kord va sayer melliyatha Iran yani dar sharq saihoon va jaihoon dar qarb yani dajleh va forat dar shomal astarakhan dar jenoob oqyanoos hend az doostan mikhaham vared in ekhtelafat qomi nashavand agar az azadi va demokrasi harfi hast pas hameh mitavanand har tor ke mikhahand fekr konand lebas bepooshand har zabani ke mikhahand harfbezanndhar kar va shoqli betavannd va.......be omid roozhayee dar solh va aramesh barayeh faqat ensaniyat . ensaniyat hamin va bas

نوشته شده توسط par در January 1, 2006 01:21 PM
+

من حقیقتا عاشق این مرد هستم .صبر و تحمل ایشان قابل تقدیر و تامل است

نوشته شده توسط kamyar در January 1, 2006 02:35 PM
+

چو ايران نباشد تن من مباد

نوشته شده توسط عماد در January 2, 2006 03:43 PM
+

dorood bar amirentezam ghahreman melli iran.

نوشته شده توسط جمهوري در January 9, 2006 02:41 PM
+

مراسم بزرگداشت حماسه دوم خرداد در جبهه مشاركت برگزار مي‏شود))

سروران گرامي ،

متاسفانه بر اساس تجربه بدست آمده تمام پلا نهاي طراحي شده در راه رسيدن به دمکراسي در پوسته خود باقيمانده و در نيمه راه قبل از رسيدن به استراتژي از حرکت وامانده و به نتيجه مطلوب نرسيده است.
بر اساس واقعيتهاي علمي پلا نهاي مختلف مانند يک حلقه زنجير هستند که ارتباط ميان آنها, دستيابي به استراتژي را ممکن ميسازد. لذا بزرگداشت دوم خرداد ز مينه بسيار منطقي ميتواند باشد اگر که تمام قشر مختلف جامعه از کارگران زحمتکش شرکت واحد و تمام کارگران ستم ديده در سراسر کشور , جامعه زنان ، دانشجويان و تمام اساتيد , روشنفکران و نخبگان ، مديران و هنرمندان سراسر کشور، خانواده هاي زندانيان سياسي ، روزنامه نگاران و خلاصه تمام گروهها و احزاب و طبقات اجتماعي که از شرايط حاکم ناراضي ميباشند بطور مستقيم يا غير مستقيم دعوت به شرکت در اين حرکت نماييد.
البته نياز به همکاري جهت طرح پلان براي برگذاري هرچه با شکوهتر و عظيم تر اين جنبش الزاميست . تمام جوانب امر بايد در نظر گرفته شود حتي انتخاب شعار و نوشته ها چرا که هرچه جمعيت انبوهتر باشد انتخاب شعارها و نوشته ها ميتواند کوبنده تر باشد.
بهترين محل برگذاي اين مراسم بايد انتخاب گردد که به گمان ميدان آزادي به عنوان سمبل ميتواند مدنظر قرار گيرد.
فراموش نکنيد که شايد اين آخرين فرصتي باشد که بتوانيم عزم خود را جذ م کنيم و رژيم حاکم را دگرگون سازيم قبل از اينکه جنگ خانمانسوز کشور مادريمان را ويران سازد. چون در غير اينصورت همانچه که بر مردم عراق گذشت بنوعي بر ما خواهد گذشت. ما ميتوانيم و بايد از حکومت مذهبي بنوعي به سيستم سکولاريسم برسيم فرهنگ اصيل ايراني در تضا د با سكولاريسم نيست و ما در اين راستا ميتوانيم براي مثال از تجربه کشور فرانسه استفاده نموده و نوعي سکولاريسم ايراني را پايه گذاري کنيم . در شرايط حاضر بنظر من اين قابل قويترين تئوري ميتواند باشد که جامعه ما در پيش رو دارد


زنده باد فرزندان ايران زمين

نوشته شده توسط ghjhfghf در May 14, 2006 08:25 PM
+

اسلام چيزي نيست جزء تفاسيري كه از اسلام شده است. فقها درطول تاريخ اسلام حرف شنوي از كسي نداشته و ندارند و خود را واصل به يقين مي‌‏داند و خطاپذيري برايشان قابل فهم نيست.
درطول تاريخ اسلام كمتر ديده‌‏ايم كه جامعه زنان به حقوق خود در اسلام اعتراض داده باشند بعلت سرخوردگي و عدم امکان رشد در جامعه الهام گرفته شده از اسلام سنتي و متاخر .
قانون تعريف شده از حقوق انساني و عدالت اجتماعي چيزي جز افکار واپسگرايانه فقها نميباشد که به جامعه بانوان القائ شده است.
و معمولاً تلقي جامعه زنان هم از حقوقشان همان بوده كه از ديدگاه مراجع ستني براي آنان بازگو شده بود .
از سوي فقها و مراجع هرگز به جامعه زنان فرصت رشد در سطوح مختلف اجتماع داده نشده است. به بيان ديگر اسلام تفسير شده از ديدگاه اين قشر خودکامه چيزي جز زن سيتيزي نيست.
اگر اسلام دين مساوات است پس چگونه است که بانوان حق انتخاب لباس خود را هم ندارند.
اين چه عدالتي است که به ساده ترين حق انساني که همان انتخاب نوع پوشش است احترام نگذاشته و به اين نيمه پيکره اجتماع امر ونهي ميکند!!!!!!!!!
عدالت در صدر اسلام ، عدالتی متناسب با فهم و درک مردم آن زمان بود چرا که دانش و تکنولوژي بشکل امروزي توسعه نيافته بود و روابط اجتماعي به پيچيدگي امروز نبود و به همين دليل فقه اسلامی در آن زمان تجلیگاه عدالت اسلامی بود. فقه در باب عدالت، ديدگاه عدل آن دوران است و تجلیگاه عدل اين دوران نيست و برای رسيدن آن به عدل جديد نياز به تغييرات است.

نوشته شده توسط arezu در May 18, 2006 10:35 AM
+

مراسم بزرگداشت حماسه دوم خرداد در جبهه مشاركت برگزار مي‏شود))

سروران گرامي ،

متاسفانه بر اساس تجربه بدست آمده تمام پلا نهاي طراحي شده در راه رسيدن به دمکراسي در پوسته خود باقيمانده و در نيمه راه قبل از رسيدن به استراتژي از حرکت وامانده و به نتيجه مطلوب نرسيده است.
بر اساس واقعيتهاي علمي پلا نهاي مختلف مانند يک حلقه زنجير هستند که ارتباط ميان آنها, دستيابي به استراتژي را ممکن ميسازد. لذا بزرگداشت دوم خرداد ز مينه بسيار منطقي ميتواند باشد اگر که تمام قشر مختلف جامعه از کارگران زحمتکش شرکت واحد و تمام کارگران ستم ديده در سراسر کشور , جامعه زنان ، دانشجويان و تمام اساتيد , روشنفکران و نخبگان ، مديران و هنرمندان سراسر کشور، خانواده هاي زندانيان سياسي ، روزنامه نگاران و خلاصه تمام گروهها و احزاب و طبقات اجتماعي که از شرايط حاکم ناراضي ميباشند بطور مستقيم يا غير مستقيم دعوت به شرکت در اين حرکت نماييد.
البته نياز به همکاري جهت طرح پلان براي برگذاري هرچه با شکوهتر و عظيم تر اين جنبش الزاميست . تمام جوانب امر بايد در نظر گرفته شود حتي انتخاب شعار و نوشته ها چرا که هرچه جمعيت انبوهتر باشد انتخاب شعارها و نوشته ها ميتواند کوبنده تر باشد.
بهترين محل برگذاي اين مراسم بايد انتخاب گردد که به گمان ميدان آزادي به عنوان سمبل ميتواند مدنظر قرار گيرد.
فراموش نکنيد که شايد اين آخرين فرصتي باشد که بتوانيم عزم خود را جذ م کنيم و رژيم حاکم را دگرگون سازيم قبل از اينکه جنگ خانمانسوز کشور مادريمان را ويران سازد. چون در غير اينصورت همانچه که بر مردم عراق گذشت بنوعي بر ما خواهد گذشت. ما ميتوانيم و بايد از حکومت مذهبي بنوعي به سيستم سکولاريسم برسيم فرهنگ اصيل ايراني در تضا د با سكولاريسم نيست و ما در اين راستا ميتوانيم براي مثال از تجربه کشور فرانسه استفاده نموده و نوعي سکولاريسم ايراني را پايه گذاري کنيم . در شرايط حاضر بنظر من اين قابل قبولترين تئوري ميتواند باشد که جامعه ما در پيش رو دارد


زنده باد فرزندان ايران زمين

نوشته شده توسط arezu در May 18, 2006 10:37 AM
+

تمدن اسلامي، حكمت و فلسفه عقلاني را هرگز در خود به خوبي جا نداد. فقها داراي ارزش و منزلت بودند. حكيمان بايد خود را تحميل كنند و به نحوي در حاشيه اين تمدن زندگي كنند. تمدن اسلامي اساساً تمدن فقيه پرور بود، نه فيلسوف پرور .
حكمت را راهزن ايمان مي‏دانستند در حاليکه ساختار وجودي انسان به نحوي است كه او را به عقل فرا مي‏خواند. در نتيجه ما ايمان مي‏آوريم به عقلانيت. يعني ما قبولش داريم و انتخاب‏هاي ديگر هم به همين اندازه بي‏دليل‏اند. منطق ايمان مطلقاً به معناي تعطيل كردن عقل و خرد ورزي نيست. در ضمن از نظر تاريخی کلمه روحانيت در اسلام وجود نداشته و قرآن برترين کسان را نزد خدا با تقواترين آنان می داند نه آنکه هر کس روحانی‏تر، عالم‏تر و يا آگاه‏تر باشد يا به خدا نزديک‏تر.
در اسلام هيچ عمل و قانونی نداريم که بايد برای اجرای آن حضور روحانی شرط لازم باشد گرچه در عمل اينگونه اعمال ديده شود ولی در تئوری چنين چيزی نداريم
در شرايط کنوني ولايت فقيه در ايران بهترين نمونه زنده اين مطلب است که نتها خواهان تقليد کورکورانه فرزندان ايران زمين هستند (ايمان بدون تعقل)
همانطور که متذکر شدم(فقها داراي ارزش و منزلت بودند. حكيمان بايد خود را تحميل كنند) رييس دانشگاه حتما بايد از حضرات باشن .
برای اداره و مديريت هر جامعه اي امری به نام عدالت لازم است، زير افراد يک اجتماع خواهان زندگی در زير سايه عدالت زمانه ميباشند. عدالت يک امر اصلی است و عدالت در هر دورانی تعريفی خاص خود را دارد چيزيکه مذهبيون سنتي خواهان درک آن نيستند.عدالت اجتماعي به دو عامل اساسي وابسته ميباشد:
روانشناختی
اقتصاد
عدالت در صدر اسلام ، عدالتی متناسب با فهم و درک مردم آن زمان بود چرا که دانش و تکنولوژي بشکل امروزي توسعه نيافته بود و روابط اجتماعي به پيچيدگي امروز نبود و به همين دليل فقه اسلامی در آن زمان تجلیگاه عدالت اسلامی بود. هرچه حقوق آدميان زيادتر شده، عدالتورزی نيز پيچيدهتر شده و به خاطر همين است که میگويم ما بايد زير چتر عدالت زمانه زندگی کنيم.فقه در باب عدالت، ديدگاه عدل آن دوران است و تجلیگاه عدل اين دوران نيست و برای رسيدن آن به عدل جديد نياز تغييرات است که اين اجتهاد در اصول است و اين اجتهاد در اصول به معنای خروج از اسلاميت نيست .

نوشته شده توسط arezu در May 18, 2006 10:37 AM
+

با توجه به رشد تکنولوژي و علم, ديد بشر نسبت به معناي عدالت و دمکراسي شکل ديگري ميگيرد که با گذشته آن فاصله دارد. لذا نياز به قوانين آکادميکي جديد و پيچيده تر در اين زمان احساس ميشود. بطور مثال در يک زمان ازدواج دختر 9 ساله بر اساس بافتهاي اجتماعي آن زمان منطقي و عين عدالت بشمار ميرفت ولي در دنياي مدرن کنوني با توجه به قانون حمايت از کودکان, اين مسئله غير منطقي است و بعنوان سوئ استفاده جنسي از کودک محسوب ميگردد
هيچ‏کس نمی‏تواند در اسلام به نام روحانيت بين مردم و خدا واسطه باشد و کسی به اسم روحانی نمی‏تواند به عنوان شرط صحت عمل مسلمان باشد.اين واسطه ها بر اساس معيارهاي سنتي و عقب افتاده اقدام به تفسير عدالت ميکنند بدون در نظر گرفتن زمان و مکان .و هر آنچه که برخواسته از افکار سنتي و واپسگرايانه آنان باشد ، عين عدالت است .
در اينجا وظيفه روشنفکران است که نقطه تعادلي ، براي منطبق کردن قوانين ديني با جامعه در حال رشد کنوني را بيابند که بدين وسيله مذهب جايگاه خود را در بين مردم مدرن انديش کنوني نسبت به 1400سال پيش از دست ندهد .
جدا کردن حکومت از دين يک نوع جدايی حقوقی ميباشد.حکومت و حاکمان نمی‏توانند حق حاکميت را از دين و دينداری برگيرند و روحانی بودن کسی هيچ حقی برای حکومت او بر ديگران ايجاد نمی‏کند: "کسانی که از نظر دينی دارای برتری هستند حق و امتيازی برای برتری سياسی ندارند، يعنی برای روحانيون و اهل دين، مزيتی برای حکومت کردن و دخالت در امر سياست نيست
سکولاريسم در مقابل انديشه ولايت فقيه است. در نظريه ولايت فقيه از آن جهت که فرد فقيه است، حق حکومت دارد، ولی در انديشه سکولاريسم اين باطل است و فرد فقيه هيچ گونه امتيازی برای حکومت کردن ندارد.حاکميت قانون , حاکميتي است که قانون از روابط بين افراد يک اجتماع , گروه ها ,اقشار و طبقات اجتماعي بر گرفته ميشود و نه بر اساس خاصه گروه , حزب و دسته خاصي.
ایجاد یک فضای دموکراتیک و حضور پلورالیسم اندیشه ها و جریانات سیاسی و مدنی مدافع حقوق مردم و مستقل از حکومتها ، از جمله الزامات استقرار حاکمیت قانون است.آنچه که ديدگاه ولايت فقيه بر آن تکيه دارد, قانون حاکميت است, نه حاکميت قانون. همانطور که همگان بر آن واقفا , ولايت فقيه (غير آکادميکي) با مردم سالاري سازگار نيست. و از نظر آنان مردم سالاري نه مفيد است نه مطلوب. البته رجوع محدود به راي مردم در شرايط اضطراري از باب ضرورت مجاز ميدانند.

نوشته شده توسط arez در May 18, 2006 10:38 AM
+

سلام حالا کارتون به جایی رسیده که یک جاسوس را مطرح می کنید؟ والله اون خیلی شانس آورد چوت با اتهاماتی که به این آقا وارد شده بوده باید اعدام می شد آن هم در آن جو التهابی اوایل انقلاب.

نوشته شده توسط کورش در June 24, 2007 06:50 PM
نظر بديد
نام (Name):

پست الکترونيک (Email):

 آدرس سايت (Webpage):

نظرات (Comments):

 
 اطلاعات مرا به خاطر بسپار
Save my information
Ø Archive Page ×

Yas e No    lll    Ahmadreza Ahmadi    Spring    Iran vs Saudi Arabia   
Alone    Persian Leopard    27th Fajr International Film Festival    Shirin Ebadi & Human Rights Defenders Organization     Oraman Takht   

Ø صفحه بايگانی ×
 
Powered by Movable Type 3.2 - Hosted by GARDOON