|
|
|||
| Arash Ashoorinia's Photography |
![]() ![]() ![]() ![]()
|
||
|
January 11, 2006
Taxi...
|
Category Archive
|
||
|
این روزها که اینجا خاک میخورد و تعدادی از آخرین کامنتها پاک شد به علت تغییر سرور بود... به گمانم اسباب کشی تمام شد. شیشه ها برق افتاد تا به سادگی کسوف از پشت پنجره دیده شود... |
|||
|
نظرات
+
Interesting composition! نوشته شده توسط tetsu در January 11, 2006 04:17 PM
+
تاکسی... نوشته شده توسط طیبه در January 11, 2006 07:58 PM
+
دوست گرامي اين عکس شاهکاره براوو نوشته شده توسط nana در January 11, 2006 08:04 PM
+
بابا این کوبریک کجاست؟ تا این کادر ببیند. مرسی آرش. مرسی کادر. مرسی هزار حرف ناگفته. ای ول. نوشته شده توسط حمیدرضا در January 11, 2006 10:31 PM
+
بابا این کوبریک کجاست؟ تا این کادر ببیند. مرسی آرش. مرسی کادر. مرسی هزار حرف ناگفته. ای ول. نوشته شده توسط حمیدرضا در January 11, 2006 10:33 PM
+
اول به خیالم اون عکس خانومه . یه عکسیه توی lcd دوربین :)))) نوشته شده توسط FreD در January 12, 2006 12:15 AM
+
اثرات 20D که شبی تو دست گرفتم . نوشته شده توسط FreD در January 12, 2006 12:18 AM
+
che ranandeie ghamgini نوشته شده توسط meigoon در January 12, 2006 01:06 AM
+
بی برو و برگشت شاهکار است. نمره بیست. نوشته شده توسط عرش در January 12, 2006 02:15 AM
+
بابا تو آخرشی . عجب عکسایی می اندازی . زاستی اون شب تو جشن چلچراغ تو بودی . می خوام ببینم اگه بودی اگر عکسی از اون گروه موسیقی داری برام بفرستی . راستی چلچراغ داره فیلم اون شب رو می فروشه که منیژه حکمت کار کرده . . . نوشته شده توسط م.خندان در January 12, 2006 03:28 AM
+
اي كادربندي، اي منظره، اي دوربين، اي چشم متحرك، اي پامادور!!! نوشته شده توسط الپر در January 12, 2006 03:28 AM
+
سلام نوشته شده توسط فرانک در January 12, 2006 05:31 AM
+
بابااااااااا...تو ديگه كي هستي!استفاده كرديم قربان...ما لنز دوربينتيم!شاتر كانونتيم!خلاصه هرچي بخواي.... نوشته شده توسط مريم مهتدي در January 12, 2006 11:29 AM
+
ايول! هم كارت درسته هم كادرت! نوشته شده توسط ميمنون در January 12, 2006 04:07 PM
+
دلم تنگ است...کجا می شود اين راننده های خوب تاکسی های تهران را پيدا کرد، که زندگی روزانه شان همچون بازی های کامپيوتری است؟ دلم خيلی خيلی تنگ است. برای همين ديوانگی ها، به آرامش رسيدن ها، به مرگ نزديک شدن ها...دلم تنگ است. نوشته شده توسط ماری مهرمند در January 13, 2006 09:25 AM
+
به نظر من جمع میان آن عکس پایین داش بورد و قرآن روی داش بورد جالبتر است تا غمهای چشمان راننده و زن و یا گارد و علامت ورود ممنوع جلوی ماشین. اگه هدف همین بوده باید بگم زیاد دیدم. نوا متالیکا در ماشینی که رو شیشه عقب نوشته "جانم حسین" و جلوی ماشین "یا صاحب الزمان" تکان تکان میخورد نوشته شده توسط علیرضا در January 13, 2006 10:48 AM
+
درود بر تو نوشته شده توسط بربادرفته در January 15, 2006 07:21 PM
+
I like this. My husband took a similar picture a few months ago http://kamshots.co.uk/index.php/image/rear%20view%20mirror/ نوشته شده توسط Shirin در January 16, 2006 03:04 PM
+
بابا دلم برات تنگ شده نوشته شده توسط بهزاد در January 17, 2006 08:44 PM
+
بابا تو دیگه کی هستی ؟عکسهای نابیه و ترشی نخوری یه چیزی میشی . نوشته شده توسط عسل در January 28, 2006 08:31 PM
+
خيييييييلي جالب بود... نوشته شده توسط Tima در January 29, 2006 02:06 PM
+
بابا تو دیگه کی هستی!!!!! نوشته شده توسط هادی در April 9, 2006 10:19 PM
+
kheyli jaleb bod aziz نوشته شده توسط mehdi در April 10, 2006 09:21 PM
نظر بديد
|
|||
| Ø Archive Page × | |||
| Ø صفحه بايگانی × | |||
|
Powered by Movable Type
3.2
- Hosted by GARDOON
|
|||