Arash Ashoorinia's Photography

January 05, 2007

Forough Farokhzad  - فروغ فرخزاد - ظهيرالدوله
Forough Farokhzad


Category Archive

فتح باغ

آن كلاغي كه پريد
از فراز سرما
و فرو رفت در انديشه آشفته ابري ولگرد
و صدايش همچون نيزه كوتاهي پهناي افق را پيمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
همه مي دانند
همه مي دانند
كه من و تو از آن روزنه سرد عبوس
باغ را ديديم
و از آن شاخه بازيگر دور از دست
سيب را چيديم
همه مي ترسند
همه مي ترسند اما من و تو
به چراغ و آب و آينه پيوستيم
و نترسيديم
سخن از پيوند سست دو نام
و هم آغوشي در اوراق كهنه يك دفتر نيست
سخن از گيسوي خوشبخت منست
با شقايق هاي سوخته بوسه تو
و صميميت تن هامان در طراري
و درخشيدن عريانيمان
مثل فلس ماهي ها در آب
سخن از زندگي نقره اي آوازيست
كه سحرگاهان فواره كوچك مي خواند
ما در آن جنگل سبز سيال
شبي از خرگوشان وحشي
و در آن درياي مضطرب خونسرد
از صدف هاي پر از مرواريد
و در آن كوه غريب فاتح
از عقابان جوان پرسيديم
كه چه بايد كرد ؟
همه مي دانند
همه مي دانند
ما به خواب سرد و ساكت سيمرغان ره يافته ايم
ما حقيقت را در باغچه پيدا كرديم
در نگاه شرم آگين گلي گمنام
و بقا را در يك لحظه نا محدود
كه دو خورشيد به هم خيره شدند
سخن از پچ پچ ترساني در ظلمت نيست
سخن از روزست و پنجره هاي باز
و هواي تازه
و اجاقي كه در آن اشيا بيهده مي سوزند
و زميني كه ز كشتي ديگر بارور است
و تولد و تكامل و غرور
سخن از دستان عاشق ماست
كه پلي از پيغام عطر و نور و نسيم
بر فراز شبها ساخته اند
به چمنزار بيا
به چمنزار بزرگ
و صدايم كن از پشت نفس هاي گل ابريشم
همچنان آهو كه جفتش را
پرده ها از بغضي پنهاني سرشارند
و كبوترهاي معصوم
از بلندي هاي برج سپيد خود
به زمين مي نگرند


نظرات
+

این خانه تاریک است...
دیگه چی بگم؟!
خیلی نورش روزه.دوست دارم.

نوشته شده توسط هاله در January 5, 2007 11:52 PM
+

kash injaro filter nemikardan...dost dashtam injarooo :(

نوشته شده توسط ailin در January 6, 2007 12:15 AM
+

عاقبت بند سفر پایم بست
می روم، خنده به دلب, خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل
------------------
یادش گرامی...

نوشته شده توسط پوریا در January 6, 2007 12:16 AM
+

سلام
مرسي , خيلي زيبا و با شكوه بود .
يادش هميشه جاويدان...

نوشته شده توسط رضا در January 6, 2007 01:50 AM
+

سخن از پچ پچ ترساني در ظلمت نيست
سخن از روزست و پنجره هاي باز
و هواي تازه
درود ب تو آرش جان
انتخاب زیبایی بود
عکس هم خیلی دل نشین
...
میدونی این شمعها را ما برای چی استفاد میکنیم؟
وقتی چایی دم میکنی این میزاری زیر ظرفش تا گرم بمونه...

نوشته شده توسط شهــــلا در January 6, 2007 04:35 AM
+

جسارت نباشه آرش جان. از دیشب منتظر بوم عکسهات رو از مراسم فروغ ببینم. راستش انتظار عکس متفاوت‌تری رو داشتم.

نوشته شده توسط روشن نوروزی در January 6, 2007 10:49 AM
+

این عکس شما بدجوری منو به گذشته برد و یاد روزائی افتادم که با فروغ زندگی میکردم.. یاد این افتادم که چقدر تو یه قسمتی از زندگیم تاثیر داشت..
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

نوشته شده توسط محمد منتظری در January 6, 2007 11:29 AM
+

سلام
سلامی دوباره .
....................................................
آیا هنوز با هم بودن هاو رقص میانه ی راه برایت زیباست؟
می دانم که نیستی اما باور نمی کنم _ هرکز
. . .
.....................................................
شاد و خورشید صفت باشید.


یا حق

نوشته شده توسط من در January 6, 2007 11:31 AM
+

عکسای اینجا همیشه به دل آدم می شینه..:)

نوشته شده توسط Baran در January 6, 2007 05:21 PM
+

خواب در چشم ترم ميشكند.
آرش عزيز : سرافراز و پايدار بماني.

نوشته شده توسط behroz در January 6, 2007 07:30 PM
+

این عکس تصویر عمیق و موثر یست
آیا زیبا تر نیست که گرامیداشت بزرگان میهنمون را در سالگرد زاد روز شون برگزار کنیم؟
بیاییم فرهنگ مرده پرستی را به همان سیاه پوشانی که آنرا باب کرده اند واگذاریم؟

نوشته شده توسط امیر نورمندی در January 6, 2007 09:50 PM
+

Madness

The ancient Persi
Knew one thing for sure
And that was
Keep the fire alive and going
And don't let it ever go extinguish
For if you do
Then the death squad moves in
Only to solve all the hard and easy problem
With their own fire
Easy and without trouble
In shortest amount of time

Fire!

Abol Hassan Danesh
Copyright ©2006 Abol Hassan Danesh

نوشته شده توسط Mister Abol Hassan Danesh, Ph.D. در January 7, 2007 04:08 AM
+

Full Circle

We were sitting
Around the blazing campfire
In full circle-- 360 degree
Each seeing only a part of it
From his particular vantage point
I thought even if
We all put all our heads together
To share our perspectives as one
In its totality in full circle
Still we would not be able to see the whole animal
As the blazing fire
Constanly shifting images
To avoid being seen in its entirety
So when next time sitting alone next to fire
Thinking you are observing the fire
Think again ...
As the fire keep
Eating dry woods as its favorite meal for dinner

Abel Hassan Danesh
Copyright ©2006 Abel Hassan Danesh

نوشته شده توسط Mister Abol Hassan Danesh, Ph.D. در January 7, 2007 04:18 AM
+

عکست به زیبایی شعر فروغ.
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش
ه.ا.سایه

نوشته شده توسط فرزین آصفی در January 7, 2007 04:59 AM
+

جمعه ي ساكت
جمعه ي متروك
جمعه ي چون كوچه هاي كهنه,غم انگيز
............................
آيا دوباره گيسوانم را
در باد شانه خواهم زد ؟
آيا دوباره باغچه ها را بنفشه خواهم كاشت ؟
و شمعداني ها را
در آسمان پشت پنجره خواهم گذاشت ؟
آيا دوباره روي ليوان ها خواهم رقصيد ؟
آيا دوباره زنگ در مرا بسوي انتظار صدا خواهد برد ؟
به مادرم گفتم ديگر تمام شد
گفتم هميشه پيش از آنكه فكر كني اتفاق مي افتد
بايد براي روزنامه تسليتي بفرستيم.

نوشته شده توسط گشين در January 7, 2007 01:42 PM
+

شنیدم کاسبی خوبه البته عکسش بیشتر میارزه

نوشته شده توسط سپند در January 7, 2007 07:56 PM
+

Zabaan-e Sorkh Meedehad sar-e sabz bebaad

Goostaakh, Zabaan deraaz, Zabaaneh, Dahan Kajee, Bad dahan, Bad zabaan, Bad lahn, Zabaan-e bozoorgh, zabaan-e kochack, ....

Zan... Zeebaa, Zendeh,......

Zereshk!

نوشته شده توسط Danesh در January 7, 2007 08:04 PM
+

Zabaaneh... Zabaanneh Atash... zarf...zorroof, zeraafat... zareef...Zarorat...zanjeer...zar...zooor...zoorkhooneh....Good...

Zendah del....

Zommorrod!
Zo-mor-road

نوشته شده توسط Danesh در January 7, 2007 09:05 PM
+

Zabaaneh... Zabaanneh Atash... zarf...zorroof, zeraafat... zareef...Zarorat...zanjeer...zar...zooor...zoorkhooneh....Good...

Zendah del....

Zommorrod!
Zo-mor-road

نوشته شده توسط Danesh در January 7, 2007 09:05 PM
+

روحش شاد. اگر هنوز اینجا بود چی می گفت؟

نوشته شده توسط Iranian American Observer در January 8, 2007 09:08 AM
+

ba salam,lotfan baraye in site FEED dorost konid.
movafag bashy

نوشته شده توسط amin در January 9, 2007 09:22 AM
+

مبارک باشه آرش، به صفحه 40 مجله اطلاعات هفتگی این هفته (شماره 3264) یه تگاهی بنداز عکس بدجوری آشنا میزنه.
(http://kosoof.com/photo/00333-02-metro.jpg)

نوشته شده توسط pani در January 9, 2007 09:11 PM
+

ای بابا اصل موضوع رو یاده رفت بنویسم. طبق معمول اثری از لوگوی کسوف نبود

نوشته شده توسط pani در January 9, 2007 11:42 PM
+

Eternal Bird

Remember flight
But never forget the bird
For without it
Our living world
Would be unimaginable
Therefore
May our world be filled with
All sort of birds

Yet without the bird flu

AHD
Decmeber 29, 2006

نوشته شده توسط Mr. Danesh در January 10, 2007 07:00 AM
+

Absentia

A distinguished Persian delegation came to me
And they asked me
As to when I am going to assume
The Imperial crown of Persia
I said as long as the north American triad
That is, Mexico, America, and Canada
Are to accept me
As their King in absentia
With some reasonable bi-weekly staple salary
Generous enough
So when I throw a party for my guests
I wouldn't blush before them
For lack of beverage and otherwise variety

Sin

نوشته شده توسط Professor Danesh در January 11, 2007 02:53 AM
+

What an amazing bird!

Made of steel
Goes higher than any other bird
In its belly
Hundreds and hundreds of people can fit in
Along with their heavy luggage
While entertained and fed near the stars
But believe it or not
Some folks inside this awesome bird
Complain about small seat and lack of space
When they compare their lot
With the business class's occupants

One thing is fure sure
Social caste continues to exist
Even if this awesome bird can finally land itself in paradize
A. H. Danesh

Copyright ©2007 A. H. Danesh

نوشته شده توسط Danesh در January 11, 2007 10:16 PM
+

آه از این دل آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا کس به آوازش نخواند.
سلام
من خیلی از عکساتون لذت می برم
خیلی ناراحت بودم که شما رو فیلتر کردن
نکنن چه کار کنن ؟
اولین باره که اینجا نظر می دم
شاد باشید .

نوشته شده توسط سیاوش در January 19, 2007 09:58 AM
+

دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت
ای دختر بهار حسد می برم به تو
عطر و گل و ترانه و سر مستی تو را
با هر چه طالبی به خدا میخرم ز تو

یادش گرامی

نوشته شده توسط amiresfani در January 10, 2008 09:12 PM
+

ارش جان عکسا که اصفهان گرفتی چی شود بچه ها از من سراغ می گیرند

نوشته شده توسط amiresfani در January 10, 2008 09:16 PM
نظر بديد
نام (Name):

پست الکترونيک (Email):

 آدرس سايت (Webpage):

نظرات (Comments):

 
 اطلاعات مرا به خاطر بسپار
Save my information
Ø Archive Page ×

Alone in Paradise    Anzali Lagoon    Update...           
Group Photo Exhibition    Group Photo Exhibition    Air traffic    The cooperative Manoeuvre of Basiji students, Police, photojournalists near the Netherlands embassy    The cooperative Manoeuvre of Basiji students, Police, photojournalists near the Netherlands embassy   

Ø صفحه بايگانی ×
 
Powered by Movable Type 3.2 - Hosted by GARDOON